بانوی سبز و آبی هفت آسمان غزل 

چشمان تو چکانده به رنگین کمان غزل 


پیوسته از طنین دعای تو می رسد 

در خواب نیمه شب به دل شاعران غزل 


ما لکنت غریب زمانیم و نام تو 

اعجاز رویش سخن و یک جهان غزل 


ای در صدای عاشق تو مادرانگی 

لالایی تو بارقه ی داستان،غزل 


وقتی حکایت غزلی ذکر نام توست 

حس می شود رسول خدا هم در آن غزل 


دستی بکش به مثنوی گریه های ما 

بانوی سبز و آبی هفت آسمان غزل 


یا فاطمه، همیشه تو را تا نوشته ایم 

تابیده از میان دو انگشتمان غزل 


امشب که شعر، وصف تو شد؛یک ستاره گفت : 

شاعر بیا به انجمن ما بخوان غزل